اگه 1 روز بری سفر .اگه 2 روز بری سفر.اگه3 روز بری سفر.اگه 4 روز بری سفر.اگه 5 روز بری سفر.اگه 6 روز بری سفر.اگه 7 روز بری سفر. اون وقت 1 هفته هست که سفری
یک بار عزراعیل میره سراغ قزوینیه میگه شناسنامت کجاست میخوام باطلش کنم قزوینیه میگه زیرفرشه
یه روزیه ترکه داشته سرشو ازروی کلاه می خوارونده یه لره بهش میگه چرا داری سرتو از رو کلاه می خوارونی ترکه بهش میگه مگه تو باسنت می خاره شلوارتو می کشی بایین می خواروونی
دستانم را بر کمرت حلقه می زنم.لبانم را برلبانت می گذارم و از عصاره ی وجودت می مکم .با تمام وجود فریاد می زنم.. دوستت دارم شیشه نوشابه!!!!!!!!!!!
(دختر های بی جنبه نخونند خواهشن):
کامپیوترها به 4 دلیل دخترهستند : 1.فقط خالقشون از منطقشون سر در میاره! 2.فقط خودشون زبون خودشون رو می فهمن! 3.اگه یه کسی پا بندشون بشه باید هرچی پول داره براشون لوازم جانبی بخره! 4.اگه یکم صبر می کردی یکی بهترش گیرت می اومد! خدائیش اگه دروغ میگم بگو دروغ میگی
گر بمیرد پسری دختری ترشیده ِِشود. گر بمیرند پسران کل جهان لیته شود !!
گر بمیرد دختری جای او روید گلی . گر بمیران دختران دنیا گلستان می شود.
رشت زلزله میاد دیوار میریزه رو زن رشتیه شوهرش میاد بالا سرش میگه قربونت برم تا به حال فقط همین دیواره روت نیوفتاده بود که اینم رحم نکرد
به ترکه میگن خیلی باحالی !!!!
میگه ما بیشتر
خیلی دوست دارم یه روزمیام دنبالت ومی برمت جایی که دست هیچکس بهت نرسه... قربانت ....عزراییل..!!!
اگر می خواهید زندگی جدیدی داشته باشید با ما تماس بگیرید ( سازمان بازیافت زباله)
روزی یک سیر ویک پیاز دوایشان می شود سیر به پیازمیگود شانس اوردی که سیرم وگرنه می خوردمت
به یه نفر می گن با شیشه جمله بساز
می گه ساعت یک ربع به شیشه
یه روز یه نفر به یه خانوم سر کوچه متلک میندازه بعد خانومه شاکی میشه میاد خونه به شوهرش میگه آخه غیرتت کجا رفته مرد همین الان یه آقا سر کوچه به من فحش داد شوهرش که رشتی بوده زنجیرشو برمیداره میره سر کوچه به یارو میگه یا همین الان میری خانوم مارو ماچ میکنی از دلش در میاری یا هرچی دیدی از چشم خودت دیدی
روزی بود روزگاری نداشت جنگلی بود که درخت نداشت در این جنگل شکارچی بود که تفنگ نداشت روزی این شکارچی باتفنگی که فشنگ نداشت اهویی شکار کرد که سر نداشت وانرا در کیسه ای انداخت که ته نداشت این شعر شاعری داشت که اسم نداشت درسته سروته نداشت اما ارزش سر کار گذاشتن روداشت
به یه نفر میگن با صداقت جمله بساز.
میگه: داشتم تلفنی صحبت میکردم صدا قطع شد.
به رشتیه میگن چنتا بچه داری میگه 3تامیگن اسماشونو بگومیگه حسن.حسن.حسن میگن اینا که همه اسماشون یجوره میگه فامیلیشون فرق میکنه
ترکه میخواسته سیگارشو روشن کنه میندازه سر پایینی!!
یه مرد کدوتنبل می خره می زارتش کلاس تقویتی
به یکی میگن با اداره جمله بساز
میگه:اداره بارون می باره.....
به یک ترک میگن چرا پشتت خاکی است میگه مگه بایستی اسفالت باشه
معلم:احمدیک جمله ی شرطی مثال بزن. احمد:اهای هندوانه ببر وببر به شرط چاقو
به یک ترکه می گویند با اختا پوس جمله بساز
گفت: اخ تا پوستم سیاه نشده برم توسایه
به ترکه میگن ۲در۲چند تا میشه؟ میگه 4 تا میگن افرین چه جوری حساب کردی میگه خوب جمشون
به ترکه میگن با کشور جمله بساز میگه با کش ور رفتم خورد تو صورتم کردم
دکتر از دیوانه پرسید: تو رو برای چی به تیمارستان آوردند؟ دیوانه گفت: بدون هیچ دلیلی، فقط به خاطر اینکه من معتقدم جوراب نخی خیلی بهتر از جوراب نایلون هست. دکتر گفت: این که دلیل نشد، منم معتقدم جوراب نخی بهتر از جوراب نایلون هست. دیوانه گفت: چه جالب! راستی شما جوراب نخی رو با سس سفید میخورید یا با سس گوجه فرنگی؟
معلم:محمودبگوببینم احمدشاه روکی کشت محمود:آقاب خدا ما نکشتیم
یه روز یه اسبه زنگ میزنه سیرک میگه میخوام اونجا کار کنم. طرف ازش میپرسه خوب هنرت چیه. میگه احمق مگه نمیبینی دارم حرف میزنم.
به ترکه می گن بالجن جمله بساز میگه: همه تو ایران با ما لجن
یه ترکه میره بالای پل عابر پیاده میگه خب من خر » من نفهم. آخه مگه شما اینجا رودخونه میبینید که پل زدید
رشتیه از خدمت معاف میشه بهش میگن چرا معاف شدی میگه چون تک پدر بودم
یه پسره عینک آفتابی چشمش بوده پدرش ازش می پرسه این چیه می گه عینک آفتابی می گه بده به من میزنه چشمش بعد پسرش و کشیده می زنه می گه پسر نصف شب تو خیابان چی کار میکنی.
اولی:من میدانم اولین سوال امتحان چیه؟ دومی: خب چیه؟ اولی نام ونام خوانوادگی.
یک روز یه نفر بینیش اب ریزش داشته بعد می ره سرش را ایزوگام می کنه
یه بار یه مرده دریخچال رو باز میکنه ژله شروع میکنه به لرزیدن میگه نترس عزیزم آمدم پنیربردارم
به ترکه می گن می دونی چرا روی خیابون ولی عصر این اسمو گذاشتن ؟ می گه:چون صبح و ظهر هیچ خبری نیست ولی عصررر بیا ببین چه خبره !!!!!!!!!!
پدر عبود دریک سانحه ی اتش می میره عبود مغازه را تعطیل می کنه وبالای سر در مغازه می نویسه به علت پدرسوختگی تعطیل است
به ترکه میگن صورتی چه رنگیه میگه قرمز یواش
به ترکه میگن چند نوع مارنام ببر می گه ماربوا مارافعی مار کبری مار مولک
یه روز دخترهای رشتی کنار هم نشسته بودند که یکی از انها گفت که شنیدید که در تهران کسی به نام خفاش شب می ایدکه هر شب دختران را می دزدند یکی از انها گفت هر چه امکانات هست فقط در تهران هست!!!! اه اه اه
به یه نفر میگن نتیجه ی بازی پرتغال با هلند چند شد میگه دو هیچ به نفع فرانسه.
میدونید رشتیا به دمپایی چی میگن میگن ؟نفر بر
لره از کیوسک تلفن میاد بیرون .
ازش میپرسن سالمه . میگه آره ولی آفتابه نداشت.
به اصفهانیه می گن با کالسکه جمله بساز . میگه: این میوه ها" کال س که".
به ترکه میگن با آجر جمله بساز میگه مگه خرم باهاش خونه میسازم
یک روز به یک ترکه می گن نظرت در مورد توپ فوتبال چیه
ترکه می گه شطرنج گردالی
ترکه آب گلوش گیرمیکنه بربری میخوره.
فارس میره مهتابی بگیره اسمش بلد نمیشه میگه یک متر لامپ بده
یه روز به یک ترک میگن اسم چند تا میوه را نام ببر میگه:موز- خیار-مریم بهش میگن که مریم میوه نیست میگه:شما نمیدونید یک هلـــــوئی ههههههههههههه
ترکه میره طوطی بخره به جاش جغد تو پاچه اش می کنند ملت ازش می پرسند طوطی تو حرف هم می زنه میگه: نه والا ولی دقت می کنه
رشتیها به حمام میگن پاکستان.
زلزله شدیدی میاد ملت می ریزن برای کمک ترکه می ره بالای اوار یک میله رو می کنه تو زمین می گن چه کار می کنی میگه دارم عمق فاجعه رو می گیرم
یک پیرمردی به زنش میگه چیگرت را بخورم میگه تو که دندون نداری
به یک جنوبی میگن با مخابرات جمله بساز. میگه : مخا برات یه بستنی بخرم
ترکه میره ماه عسل برمیگرده زنش بهش میگه چرا منو نبردی میگه خواب بودی دلم نیومد بیدارت کنم.
از رشتیه میپرسن روی هم رفته چند بچه دارین؟ میگه بررجان روی هم نرفته 3تا بچه داریم.
از مردی پرسیدند ((چه رنگی را دوست داری ؟)) گفت((کمرنگ))
یکروز تهرانیه داشت با اتوبوس میرفت مسافرت شب تو اتوبوس رفت یه چیزی رو گذاشت تو گوش راننده برگشت راننده رنگش پریدبعد از چند لحظه باز هم رفت پیش راننده بعد از چند لحظه راننده با عصبانیت زد بغل همه گفتند چی شده گفت بابا یکسره به من میگه بزن تو یک ماشین یا چپش کن تا کمی بخندیم.
به یه نفر میگن با زنجیر وانجیر جمله بساز . میگه : ما رفتیم زن جیریفتیم نگو ان جیریفتیم .
به یه ترکه میکن زندگی مثل چیه ؟ میگه دایره زندگی مثل مستطیل سه ضلع داره عشق و محبت .
ترکه به دوست دخترش میگه اچ ای وی گرفتم دوست دخترش میگه جدی میگی جی ال ایکستو فروختی
رشتیه غیرتی میشه بعد به زنش می گه کجا داری می ری زنه میگه دستشوئی رشتیه می گه تو بشین من خودم می رم
آقایان!همیشه وقتی از سرکار می آیید اینگونه پاچه خواری خانمهای زحمت کش خود را بنمایید.
عسل-جیگر- نفس- شکر- نمک- هلو- شیرین- طلا- نقره-
مس- روی - آهن پاره - شیرآلات- سماورکهنه - قوری شکسته - لوازم منزل خریدارم!
به اصفهانیه می گن باموز جمله بساز می گه که صبح دادم سرویس ها رو موزاییک کردن!
میدانید رشتیها به آفتابه چی میگن ؟منشور
اگه گفتی ترکا به آسانسور چی میگن؟؟؟؟ تاکسی دیواری
رشتیه شب میخاسته بره دستشویی به زنش میگه جای منو نگه دار الان میام
به یه نفر میگن با ستیز جمله بساز . میگه د موبایل ست ایز اف .
به دیوانه میگن خرمن رو آتیش نزنی وگفت خوب شد یادم انداختی و اونو آتیش زد .
یه روز یک نفر کج راه میرود یک نفر او را میبیند میگوید چرا کج راه میروی می گوید کج گرفته ام
یه دفعه یه ترکه با یه دختره دوست می شه می گه اسمت چیه؟
دختره میگه پروانه ترکه میگه پس منم ملخم
یه نفرمی خواسته یه ماهی روخفه کنه,هی سرماهی رومیکنه
زیراب ودرمیاره!!
یه روز یکی عادت داشت که از چراغ قرمز ها رد بشود . یک روز وقتی داشت رد می شد چراغ سبز
می شود طرف می ایستد ازش می پرسند که چرا ایستاده ای میگه : میترسم که برادرم به من بزند
دیوانه اولی به دومی:
عمه ات با تو چه نسبتی دارد؟
دومی: خالمه!!!!!!!
از ترکه صوال میکنند چرا به قه میگید گه ترکه میگه بابا اون گدیم گدبما میگفتیم/
به یه ترکه میگن برو به خانواده فلانی بگو باباشون مرده میره می بینه بچه یارو داره بازی میکنه میگه بابات کجاست بچه میگه رفته سبزی بخره ترکه شست خودشو نشون میده میگه بیاخ مرده...!(هه.هه.هه)
از بنیامین میپرسن حالت چهطوره؟میگه:حالم بده حالم بده
سوسکه از چاه میآد بیرون میگه:به امیدیه هوای تازه تر
یه اصفهانی به یه شیرازی میگه :شیرازیا به خر میگه کاکو!!!
شیرازیه میگه:ها کاکو!!!!!
یه ترکه زیاد بلند پروازی میکرده, با ضدهوایی
میزننش.
به یه ژاپنی میگن آدرس خونتون کجاست میگه خیابون شانگچینگ هنگ کوچه ی شهید برسلی
به ترکه میگن یک پستاندار بی دندون نام ببر میگه مادر بزرگم
1ترکه به یه تیمسارمی رسه میگه آقاشماسربازی؟ تیمساره که میبینه طرف ترکه می گه آره! ترکه می گه پس گه می خوری لباس تیمسارهارو می پوشی.
یه روز یه ترکه میره توالت درو باز میزاره ازش می پرسن دلیلش چیه؟میگه اینجوری حسش بیشتره
به رشتیه می گن تاحالا زنت رو بوس کردی ؟ می گه : ای.......دهنیه....!!!ترکه رو واسه 15 سال میندازن زندان میگن میگن تو این 15 سال یه چیزی بخواه واست بیاریم میگه سیگار بعد 15 سال در رو وا میکنن میبینن ترکه یه سیگار دستشه میکه کبریت دارین
یه بار به یک ترکه میگن چه پستی بازی میکنی؟
ترکه میگه ضدحمله
به یک ترکه میگن خداحافظ میگه این چه طرز سلام کردن
زن ترکه رو سونوگرافی می کنن.... میگن: دختره, میگه: اخی بپرس اسمش چیه؟؟؟؟؟؟
توی زلزله بم یه آبادانی رو از زیر آوار می کشن بیرون میگه ولک ویبره موبایل رو حال کردی
ها جواد تونی
تو با ای قیافت مونه از کجا شناختی
به ترکه می گن با کیشمیش جمله بساز می گه من دایشم تو کیش میشی
یه روز یه ترکه بچه اش میره زیره ماشین با سنگ میزنه درش میاره .
شعار تنظیم خوانواده در رشت مامان یه بابا بسه
به ترکه میگن چرا معتاد شدی میگه ما با رفیقامون قرار گزاشتیم تعطیلات تفریحی بکشیم بعد خورد به عید و ما یه 2 هفته ای تعطیل شدیم
یه معتادبه دوستش میگه:شالی چندبارمیری دشتشویی؟
معتادمیگه:یدونه بهار_ یدونه تابشتون_ یدونه پاییژ_یدونه ژمشتون
اون یکی معتادمیگه:باباپش بگواشهال داری دیگه.
به ترکه می گن خسته نباشی میگه:حالا اگه باشم میخای چه غلطی کنی
به ترکه میگن اگه تو دریا کوسه دنبالد کنه چیکآر میکونى میگه میرام رو درخت !
میگن تو دریا درخت نیست!
میگه مجبورام _ مجبورام میفهمی یا نه!!!!!
یک روز ترکی به پزشک مراجعه میفرماید من انگل دارم دکتر برای دیدن انگل با چراق قوه به چونش نگاه میکند ترک گوز میده دکتر میه چرا گوز دادی بی ادب؟ترکه میگه تو مرام ما نیست که کسی برای ما چراغ بزند وما بوق نزنیم.
زنه حامله بوده وقتش زایمانش می رسه می بینه بچه به دنیا نیومد می ره سونوگرافی می بینه پسره جلوی دختره را گرفته می گه جون آبجی را نداره نمی ذارم لخت بیرون بری
یه بار یه ترکه می خواسته مسابقه بیست سوالی برگزار کنه.به شرکت کننده میگه شروع کن .می پرسه تو جیب جا می شه ؟ ترکه میگه تو جیب جا میشه ولی جیبت ماستی میشه.
یه روز یه ترکه میخواد خودکشی بکنه میره تو گلدون میگه به من آب ندین
یه ترکی می ره جنگ تیری به پیشانیش می خوره و می میره وبعد از شستنش او را نزد مادرش می برند تا برای اخرین بار او را ببیند و مادرش یک دقیقه همین طوراو را نگاه می کند ویهو شروع به خندیدن می کند می پرسند چرا می خندی می گوید خداشکرش تیر توی چشمش نخورد
یه روز از دماغ یه کرد اب مییاد میره سرشو ایزوگام میکونه
به ترکه میگن:برج میلاد بلند تره یا برج آزادی؟
میگه برج آزادی.
میگن چرا؟
میگه چون پاهاشبازه اگرپاهاش رو ببنده بلندتر می شه.
از یه اصفهانیه می پرسن وقتی سر یخچال میری چی می خوری
گفت:کتک
ترکه میره بیمارستان آمپول بزنه پرستاره بهش میگه که شلوارتو دربیار ترکه میگه من خجالت میکشم اول شما دربیارید !!!!!
به یه اصفهانی مگن چه رنگی رو دوست داری .میگه هر رنگی فقط کم رنگ باشه
یه روز به زن رشتیه تیکه می ندازن زنه به شوهرش میگه شوهرش به اونیکه تیکه انداخته میگه زود برو بوسش کن از دلش در بیار
به ترکه میگن تواگه خالی نمیبندی که چین بودی اسمه یه خیابونشو بگو بینم
ترکه یکم فکر میکنه میگه خیابان شهید بروسلی
یک ترکه نصف شب توی خیابون رانندگی می کرد که یک دفعه ترمز نمیگیره از اون طرف یک کامیون می اومد ترکه به بقل دستی اش که خواب بود گفت : اصغر بلند شو این تصادف رو ببین
به یه نفر میگن با ستیز جمله بساز . میگه د موبایل ست ایز اف .
یارو داشته توی خیابان راه میرفته که یکی از راه میرسه
محکم میزنه توی گوشش
یارو بر میگرده به طرف میگه شوخی بود یا جدی؟
طرف جواب میده خیلی هم جدی بود
یارو میگه خوب شد چون من اصلا با کسی شوخی ندارم
قزوینی کنار زمین فوتبال دراز کشیده بوده....بهش میگن جناب شما بازیکنی؟؟؟
میگه:نه من برانکاردم
ترکه میره بقالی، میبینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست! میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟
ترکه میره ساندویچی، میگه: ببخشید بندری دارید؟ یارو میگه: بعله. ترکه میگه: پس قربون دستت، بگذار یک حالی بکنیم
ترکه مهم میشه زیرش خط میکشن، تو امتحان میاد
ترکه ساندویچفروشی داشته، یک روز یک بابایی میاد میگه: قربون یک ککتل بده، فقط بیزحمت توش گوجه نگذار. ترکه میگه: آقا امروز اصلا گوجه نداریم، میخوای خیارشور نگذارم
ترکه میره ماه عسل، یادش میره زنش رو ببره
از ترکه میپرسن آرزوت چیه؟ میگه: کاشکی تبریز پایتخت بود! میگن: چرا؟! میگه: آخه اون وقت به مامیگفتن بچه تهرون!
تمساحه میره گدایی، میگه:به من بدبختِ مارمولک کمک کنید
ترکه سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میکنه میگه: ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم
به لره میگن: ببخشید شما لرید؟ میگه: نه پس انم با این سبیل پهنم؟
به ترکه میگن چی شد ترک شدی؟! میگه: والله من اولش که ترک نبودم، تو بیمارستان با یه بچه ترک عوض شدم
قزوینیه میره خونه یک میلیونره، دویست میلیون نقد میدزده. بعد زنگ میزنه خونه یارو میگه: بچه رو بیارین پولارو ببرین
ترکه زنگ میزنه 118، میگه: ببخشید شماره تلفن غضنفر رو دارین؟! یارو میگه: نه. ترکه میگه: پس من میخونم یادداشت کنین
ترکه بچش نمیخوابیده، بهش ژل میزنه!
تریاکیه پیغامگیر میخره، پیغامشو میذاره: هَشتم... ولی خَشتَم
ترکه زمین میخوره، برای اینکه سه نشه تا خونه سینه خیز میره
!
یه بار تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش برگزار میشه، داریوش میاد چهارم میشه!
ترکه پسرش رفته بوده زیر ماشین، با سنگ میزنه درش بیاره
ترکه میخواسته زیردریایی آمریکاییا تو خلیج فارس رو غرق کنه، در میزنه فرار میکنه
به ترکه میگن سه تا میوه نام ببرکه با سین شروع بشه میگه: سیب، سیر، سحر! میگن: سحر که میوه نیست؟! میگه: نمیدونی چه هلوییه
ترکه زنگ میزنه خونه رفیقش میگه: غضنفر! من لهجی دارم؟ رفیقش میگه: آره! میگه: پس گحط کن دوباره میگیرم
ترکه از ساختمون ده طبقه میفته پایین، همه جمع میشن دورش، ازش میپرسن: آقا چی شده؟ میگه: والله منم تازه رسیدم!
ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، باباش ور میداره، هول میشه میگه: ببخشید توپمون افتاده!
شیرهایه میخواسته تاکسی بگیره، به یک تاکسی میگه: مُشتقیم! تاکسیه، پنج متر جلو تر نگه میداره. یارو میگه: ای بـابـا! من که میخواستم اونجا پیاده شم
به ترکه میگن: نظرتون راجع به سریال امام علی چیه؟ میگه: خیلی عالیه، فقط اگه میشه یخورده قطام شو بیشتر کنید
ترکه به رفیقش میگه: میخوام دختر شاه رو بگیرم! رفیقش میگه: چرت نگو مومن! مگه کشکیه؟! ترکه میگه: بابا من که راضیم، ننم هم که راضیه، فقط مونده شاه و دخترش
ترکه شاکی میره ثبتاحوال، میگه: آقا این اسم من خیلی ضایست، باید حتماٌ عوضش کنم. کارمنده ازش میپرسه، مگه اسمتون چیه؟ ترکه میگه: اصغرِ انچهره! کارمنده میگه: آره خوب حق دارید، باید حتماً عوضش کنید. حالا چه اسمی میخواید بگذارید؟ ترکه میگه: اکبرِ انچهره
ترکه پرتقال خونی میخوره، ایدز میگیره
از ترکه میپرسن: میدونی USA مخفف چیه؟ میگه: یومالله سیزده آبان
ترکه رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟! یارو میگه: برای اینکه به نفر اول جایزه میدن. ترکه یوخده فکر میکنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟
ترکه میمیره، اون دنیا در حینی که داشتن به حساب کتاباش رسیدگی میکردن میره پیش جبرئیل، میگه: من از خدا یک سوال واجب دارم، میشه برم بپرسم؟ جبرئیل میگه: باشه، برو طبقة بالا در سمت راست، سوالت رو بپرس، زود برگرد. ترکه میره طبقة بالا، در رو باز میکنه، میبینه
خدا پشت یک میز نشسته داره با یکی از فرشتهها به حسابای مردم میرسه. خلاصه سلام میکنه میره جلو، میگه: خداجان، الهی گربان او بزرگیت بشم من، الهی فدات بشم... چرا تو دنیا این همه ترک آفریدی؟! بری تو آذربایجان همه ترکند، بری تهران پر ترکه، بری بلوچستان، بری شمال، بری جنوب، غرب، شرق، بازم ترک پیدا میشه... بری آلمان بازم ترک پیدا میشه، بری کانادا، بری آمریکا بازم ترک پیدا میشه... بری کرة ماه بازم ترک پیدا میشه! آخه خداجان، واسه چی اینقدر ترک آفریدی؟! خدا یکم ترکه رو نگاه میکنه، به معاونش میگه: اصگر... ایلده ببین این چی میگه بابا... هی وگت مارو میگیرند
ترکه تصادف میکنه، ملت علاف میریزن دورش و شروع میکنن نظر کارشناسی دادن. بالاخره بعد یک مدت افسر راهنمایی میاد، منتها اونقدر ملت هرکدوم واسه خودشون چرت و پرت میگفتن که صدای افسره به جایی نمیرسیده. ترکه شاکی میشه، داد میزنه: ساکت.. ساکت... ایلده دیگه اینجا کسی جز جناب سروان حق گه خوردن نداره
ترکه میرسه سر یک صحنة تصادف، از یکی میپرسه: ببخشید قربان، اینجا چه خبره؟ یارو هم میگه: هیچی آقا، این بدبخت گوزپیچ شده! ترکه میره تو فکر، بعد یک مدت یک بنده خدای دیگه میاد از ترکه میپرسه: ببخشید اینجا چی شده؟ ترکه میگه: ایلده منم خوب نفهمیدم، نمیدونم این بابا پیچیدیه گوزیده، گوزیده پیچیده، سر پیچ گوزیده؟
ترکه زنگ میزنه فلسطین، میبینه اشغاله
از ترکه میپرسن: مساحت ایران چقدره؟ میگه: 1648192 متر مکعب! میگن: خنگ خدا، آخه چرا متر مکعب؟! ترکه میگه: آخه بعد انقلاب به ارتفاع یک متر ریده شده توش
ترکه سوار آسانسور میشه، میبینه نوشته: ظرفیت 12 نفر. باخودش میگه: عجب بدبختیهها! حالا 11 نفر دیگه از کجا بیارم؟!
ترکه میمیره، باباش رضایت نمیده
از ترکه میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره، به کره و چین هم حمله کنه تکلیف ایران چی میشه؟ ترکه میگه: ایلده چی میشه نداره که، ایران میره جام جهانی
لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو محکم میکشیده رو هم، ازش میپرسن: چرا اینقدر محکم وضو میگیری؟ میگه: چنی آرم وضو میرم که هیچ گوزی نتنِه باطلش کنه
!
ترکه میگوزه، دنبال پوکش میگرده
از ترکه میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا اینا که 4تاست؟ ترکه انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: این بچة همسایمونه، ولی همیشه خونة ماست
آبادانیه میخواسته بره خواستگاری، دیرش شده بوده حواسش پرت میشه شلوارش رو پشت و رو میپوشه و با عجله میدوه تو خیابون، یهو یک ماشین میاد میزنه درازش میکنه وسط خیابون. رانندهه میاد بالا سرش، میگه: طوریت که نشده؟ آبادانیه یک نگاه به سر تا پاش میکنه، چشمش میافته به شلوارش، میگه: چی چیو طوری نشده، ولک زدی حسابی پیچوندی
میخواستن لره رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک گوشه بشین
به ترکه میگن: بچه کجائی؟ میگه بچه
U.S.A.! ملت هم کف میکنن میگن آخه چطور ممکنه؟ ترکه میگه: ایلده بچهة یونجهزارهای سرسبزِ آذر بایجانم
ترکه داشته جلو دو سه تا دختر افه میومده، یهو تلنگش در میره. واسه اینکه ضایع نشه، دستشو میگذاره بغل دهنش، داد میزنه: گـــــــوزیـــــــه... گوووووز
به ترکه میگن: کجا داری میری؟ میگه: دارم برمیگردم
ترکه تو یک شب برف و بورانی داشته از سر زمین برمیگشته خونه، یهو میبینه یکجا کوه ریزش کرده، یک قطار هم داره ازون دور میاد! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه، میره اون جلو وامیسته. رانندة قطاره هم که آتیشو میبینه میزنه رو ترمز و قطار وا میسته. همچین که قطار واستاد، ترکه یک نارنجک درمیاره، میندازه زیر قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار میشن! خلاصه ترکه رو میگیرن میبیرن بازجویی، اونجا بازجوه بهش میتوپه که: مرتیکة خر! نه به اون لباس آتیش زدنت، نه به اون نارنجک انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! ترکه میزنه زیر گریه، میگه: جناب سروان به خدا من از بچگی این دهقان فداکار و حسین فهمیده رو قاطی میکردم
دو تا چسه داشتن باهم بازی میکردن، یک گوزه میاد بهشون میگه: منم بازی میدین؟ چسا میگن: تُچ! گوزه ناراحت میشه، میگه: آخه چرا؟ چسا میگن: آخه مامانمون گفته بی سر و صدا بازی کنیم!
بعد از عمری داریوش میاد ایرن، اجرا زنده میگذاره تو استادیوم آزادی. خلاصه دیگه ملت داشتن خودشون رو خفه میکردن، داریوش هم میاد خیای حال بده، از ملت میپرسه: چی میخواین براتون بخونم؟ یک ترکه ازون پشت داد میزنه: اِبـــی بـخـــون.. اِبـــی بـخـون
از ترکه میپرسن چندتا بچه داری؟ انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: هفت تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا این که فقط یکیه! میگه: آخه دادم
mp3ش کردن
ترکه میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت صحنه بهش میرسونن که: جواب برج ایفله، فقط تو زود نگو که ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، ترکه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. ترکه میگه:...ها! پس حتماٌ برج ایفله
ترکه میخواسته تو یک ادارة دولتی استخدام شه، میبرنش گزینش. اونجا یارو ازش میپرسه: شما وقتی میخواین وارد مستراح شید، با پای راست وارد میشید یا با پای چپ؟! ترکه هول میشه، میگه: ایلده شما منو استخدام کنید، من با سر وارد میشم
ترکه میافته تو چاه، فامیلاش سند میگذارن درش میارن
ترکه میره قنادی، میگه: ببخشید کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو میگه: نخیر نداریم. فردا دوباره ترکه میاد، میپرسه: شرمنده، کیک هفتاد طبقه دارید؟ باز قناده میگه: نخیر نداریم. خلاصه یک هفته تمام هر روز کار ترکه این بوده که بیاد سراغ کیک هفتاد طبقه بگیره و قناده
هم هرروز جواب میداده که نداریم. آخر هفته قناده با خودش میگه: این بابا که مشتری پایس... بگذار یک کیک هفتاد طبقه براش بپزیم، یک پول خوبی هم شب جمعهای بزنیم به جیب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو میگذاره یک کیک خوشگل هفتاد طبقه ردیف میکنه. شنبه اول صبح ترکه میاد، میپرسه: ببخشید، کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو با لبخند بر لب میگه: بعله که داریم، خوبشم داریم! ترکه میگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بیست چهارمش به ما بده
پرچم عربستان رو به ترکه نشون میدن، ازش میپرسن: این پرچم کجاست؟ ترکه یوخده فکر میکنه، میگه: پرچم اسپانیا! ملت جا میخورن، میگن: آخه چرا اسپانیا؟! ترکه میگه: ایلده خودتون نگاه کنید، روش نوشته: الالهلالهلالا
ترکه سوار هواپیما میشه، میشینه کنار دست یک پیرمرده. خلاصه سر صحبت باز میشه و این دوتا نسبتاٌ با هم رفیق میشن. وسطای راه، یک مهمون دار میاد از پیرمرده میپرسه، پدر شما شکلات میل دارید؟ پیرمرده میگه: نه خیلی ممنون، من بواسیر دارم. مهمون داره از ترکه میپرسه: شما چی؟ ترکه میاد تریپ رفاقت بگذاره، میگه: نه مرسی. این رفیقمون بواسیر داره، باهم میخوریم
به ترک میگن یه معما بگو، میگه: اون چیه که درازه، زرده، موزه؟
یه هواپیما تو قبرستون تبریز سقوط میکنه، فردا رادیو تبریز میگه: شب گذشته یک فروند هواپیمای توپولوف در حومة شهر تبریز سقوط کرده و تا این لحظه 34513 جسد کشف شده! عملیات برای یافتن اجساد بقیه قربانیان همچنان ادامه دارد
از عربه نوار مغزی میگیرند، میبینند بیست دقیقه اولش خالیه
سه تا پسره با هم کل گذاشته بودن، اولی میگه: بابای من مهمترین آدم مملکته. دوتای دیگه میپرسن: مگه بابات چیکارس؟ میگه: بابای من رئیسجمهوره. هر قانونی که بخواد گذاشته بشه رو
باید اول بابای من امضا کنه. دومی میگه: برو بابا حال نداری. بابای من عمری پوز بابای تورو میزنه! اولیه میگه: مگه بابات چیکارس؟ پسره میگه: بابای من نماینده مجلسه.. تا بابای من رای نده، عمری قانونای بابای تو تصویب نمیشن. سومی برمیگرده میگه: باباهای شما جلوی بابای من پشم هم نیستن! اون دو تا میپرسن: مگه بابات چیکارس؟ پسره میگه: بابای من پاسبونه... جلوی خیابون وامیسته، پونصدتومن میگیره، میشاشه به قانون باباهای هردوتون
ترکه میره خواستگاری، اسم دختره پروانه بوده ولی ترکه قاط زده بوده، یک بند بهش میگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره میاد چایی تعارف کنه، ترکه میگه: دست شما درد نکنه آهو خانوم! دختره شاکی میشه، میگه: بابا اسمه من پروانهست نه آهو.ترکه میگه: ای بابا فرقی نداره...
حیوون حیوونه دیگه
دو تا کرم آبادانی تو روده یک بدبختی زندگی میکردن، یک روز یکیشون بیدار میشه، میبینه دومی با کت شلوار و کروات و عینک آفتابی و کیف سامسونت داره آخر روده قدم میرنه. .ازش میپرسه: تیپ زدی، با کسی قرار داری؟! دومی میگه: نه ولک, با گ.. بعدی پرواز دارم
تو تبریز حکومت نظامی بوده، یارو سروانه به سربازش میگه که تو اینجا کشیک بده، از هفت شب به بعد هرکسی رو خیابون دیدی در جا بزنش. حرفش که تموم میشه، تا میاد بره سوار ماشینش شه، میبینه صدای گلوله اومد. برمیگرده میبینه سربازه زده یک بدبختی رو کشته! داد میزنه: احمق! الان که تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه میگه: ایلده قربان این یک آدرسی پرسید که عمراٌ تا ساعت نه شب هم پیداش نمیکرد
بعد از سالها جعبة سیاه تانکی که حسین فهمیده رفته بود زیرش رو پیدا میکنن، توش آخرین جملات حسین ضبط شده بود که میگفته: "...حاجی جون مادرت هل نده،...ده حاجی هل نده! نامرد، آخه این همه نارجک و کوفت و زهرمار بهم بستی، یک وقت بلا ملا سرم میاد.... حــــــــاجـــــی
ترکه پسرش رو میفرسته ژیمناستیک، بعد از یه مدتی میبینه پسرش روز به روز جای اینکه پیشرفت کنه هی داره پسرفت میکنه. یک روز میره سر جلسه تمرینشون ببینه چه خبره، میبینه از بچش به عنوان خرک استفاده میکنند
به یه ترکه میگن : خبر داری غضنفر موبایل گرفته ؟ ترکه میگه : اِِ ..بیچاره.... از ایدز هم بدتره
ترکه توی پارک یه دختره رو میبینه و خیلی باهاش حال میکنه. میره جلو میگه: خانوم ببخشین، اسم شما چیه؟ دختره با عشوه جواب میده: عطر گل یاس، اسمم ثریاس! بعد از ترکه میپرسه: اسم شما چیه؟ ترکه یه فکری میکنه، با ادا میگه: بوی گوز خر، اسمم گضنفر
از یه ترکی میپرسند چرا گردنت بو میده ـ میگه هر که میگوزه میگذارند گردن من
ترکه داشته خاطره تعریف میکرده، میگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، البته سال چهل و نه دو نفر خیلی بود
روز قیامت دارن موجودات زنده رو خدا به بهشت و جهنم تقسیم میکنه خدا میگه تمام حیوانات برن بهشت ترکه سرشو پایین میندازه میره جولو در میگن کجا میری میگه خدا گفته تمام حیوانات برن بهشت میگن تو که ادمی ترکه عصبانی میشه و میگه آخ خواهر دنیا از اول دنیا ما خر بودیم اینجا که رسید آدم شدیم
به یه ترکه میگن نظرت در مورد زلزله بم چیه : می گه والا این زلزله مشت محکمی بود به دهن آمریکا
ترکه میاد از جوب رد شه شلوارک پاش بوده یهو شلوارکش جر میخوره . میگه: خوب شد شلوارک پام بود اگر نه کونم جر میخورد
یه روز به یه ترکه میگن یه کلمه بگو که توش اب باشه.میگه "لوله"
به ترکه میگن شما ترکا همهتون اینقدر ساده اید میگه نه راه راهمون هم تو افریقا پیدا می شه
ترکه میخوره به جدول میشینه حلش میکنه
ترکه سوار آسانسور میشه مبینه نوشته:ظرفیت12نفر با خودش میگه :عجب بدبختیه ها!حالا11نفر دیگه از کجا بیارم
ترکه میره سینما می بینه بالای سینما نوشته شام آخر , میره خونه قابلامشو ور میداره میاره
رفیق ترکه بهش میگه: غضنفر بیا بریم یک دست پینگپنگ بزنیم... ترکه میگه: ول کن بابا، پینگپنگ هم شد فوتبال؟
یه ترکه میره حموم دوش حموم رو میبینه میگه :گوشت چرخ شده دیده بودیم اب چرخ شده ندیده بودیم
یه ترکه میوفته تو آب رشتیه مبینه میگه اوووو خرماهی
مگسه روی ترکه نشسته بود .. ترکه میگه : خدا رو شکر ... نمردیم و یه گهی شدیم
یه ترکه سوار اتوبوس می شه از یه دختر ه خو شش میاد شماره اتوبوس بر میداره
ترکه صبح از خواب پا می شه می بینه هوا خوبه زنگ می زنه هواشناسی تشکر می کنه
یه نفر تو اتوبوس کنار ترکه نشسته بود، میبینه ترکه داره میلرزه! میپرسه چرا میلرزی ترکه میگه: دارم میگوزم! می پرسه پس چرا صدا نداره میگه: گذاشتم رو ویبره
ترکه سر صبحگاه تو پادگان داشت از رو کلاه کاسکت سرشو میخاروند، فرمانده بهش میتوپه: بابا آبرو مونو بردی کی از رو کلاه کاسکت سرو میخارونه! ترکه میگه: ببخشید جناب سروان شما تخمتون بخاره شلوارو میکشی پایین میخارونی؟
ترکه دو دستش به کمر وایساده بود تو اتوبوس! ازش میپرسن چرا دست به کمر وایسادی؟ یه نگاه میکنه پایین و میزن تو سرش: وای پس هندونه هام کوش
ماشین ترکه رو تو روز روشن، جلو چشماش میدزدن، رفیقاش میدون دنبال ماشینه و داد میزنن: آااای دزد. بگـــیـــرینش. یهو ترکه داد میزنه: هیچ خودشو ناراحت نکنید. هیچ غلطی نمیتونه بکنه! رفیقاش وامیستن، میپرسن: چرا؟ ترکه میگه: ایلده من شمارشو برداشتم
ترکه کلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره کلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میکنن
یه روز یه ترکه هی آب میخورده بعدشم میگوزیده! ازش میپرسیدن چرا این کار رو میکنی؟ میگه گوز گوز رو نمیشه کاریش کرد! آب میخورم که گرد و خاک نشه
ترکه ساعت سه نصفه شب مست و پاتیل میرسه در خونه، هرکار میکرده نمیتونسته کلید رو بکنه تو قفل در. خلاصه اونقدر سر و صدا میکنه تا زنش بیدار میشه، ازون بالا داد میزنه: اصغر اقا کلید بندازم؟! ترکه میگه: نه بابا کلید دارم، سوراخ بنداز
رشتیه نصفه شب میخواسته بره بشاشه، به زنش میگه: خانم جان، یک دقیقه این جای منو نگردار، من الان میام
تو رشت زلزله میاد، رشتیه دوازده روز میگرده تا زنشو پیدا کنه!...آخه نمیدونسته زیر کدوم آوارو باید بگرده
به یه ترکه میگن برو روزنامه بخر، میره با یه پاره آجر برمیگرده! میپرسن واسه چی آجر آوردی به جا روزنامه، میگه: رفتم روزنامه فروشی پول دادم یارو گفت همون رویی رو ور دار ببر
چرا مهمانداران هواپیما رو از زنهای خوشگل انتخاب میکنن؟ جواب: که هواپیما زودتر بلند شه
یه دکتر ترک به مریضش 2 جور قرص میده میگه: یکیشو یه ربع قبل از خواب میخوری یکیشو یه ربع قبل از بیداری
یه روز یه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.یکی اومد گفت : خر چند؟ ترکه گفت : این که خر نیست بابا غازه
یارو گفت : کی با تو بود؟! با این غازه بودم
ترکه میره حموم، آب جوش بوده با نعلبکی دوش میگیره
ترکه تو مسابقة دو دوپینگ میکنه، ازقضا آخر میشه! رفقاش میپرسن: بابا چرا آخر شدی؟میگه: آخه نمیخواستم بهم مشکوک شن
جسد یه ترکه رو که خودش رو دار زده بود رو میبرن پزشک قانونی، بعد از بررسی مشخص میشه 90 درصد علت مرگ کوفتگیه 10 درصد خفگی! دکترا کف میکنن! میرن محل خودکشی میبینن ترکه خودش رو با کش دار زده
ترکه میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ ترکه میگه: نه آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم
ترکه از یارو می پرسه : امام حسین کجا دفن هستند؟ یارو می گه : کریلا , ترکه می گه خوشا به سعادتش